معرفی و تحلیلفجهانمجتمع جهان فولاد سیرجان

معرفی و تحلیل شرکت مجتمع جهان فولاد سیرجان

در این صفحه معرفی، حوزه فعالیت و تحلیل بنیادی شرکت مجتمع جهان فولاد سیرجان با نماد فجهان ارائه شده است. در ادامه می‌توانید تحلیل منتشرشده بونیبو درباره مدل فعالیت، عملکرد و نکات مهم این شرکت را مطالعه کنید.

مطالعه تحلیل شرکت
صنعت: فلزات اساسیحوزه فعالیت: آهن و فولادپایان سال مالی: 09/30

بخش‌های تحلیلی فجهان

بنیادیمعرفی و تحلیل شرکترایگان

تحلیل بنیادی فجهان

در این نوشتار به معرفی و تحلیل شرکت جهان فولاد سیرجان می‌پردازیم.

نشان بونیبوگروه نویسندگان:بونیبو
انتشار:۱۴۰۵/۰۵/۱۷
تحلیل بنیادی فجهان
تصویر جلد مقاله تحلیل بنیادی فجهان

شرکت جهان فولاد سیرجان با نماد فجهان با سال مالی منتهی به 30 آذر، واقع در شهرستان سیرجان استان کرمان، در صنعت فلزات اساسی و در گروه تولید آهن و فولاد فعالیت می‌کند.

محصولات تولیدی این شرکت آهن اسفنجی، شمش و میلگرد است.

ظرفیت تولیدی محصول اول شرکت یعنی آهن اسفنجی، 3 میلیون 770 هزار تن در سال و ظرفیت تولید میلگرد نیز 300 هزار تن در سال است.

تصویر مالی شرکت

وضعیت ترازنامه

در پایان خرداد ۱۴۰۵، مجموع دارایی‌های فجهان به حدود ۶۸.۶ همت رسیده که بخش عمده آن را دارایی‌های غیرجاری و به‌ویژه دارایی‌های ثابت تشکیل می‌دهد. رشد پیوسته دارایی‌های ثابت طی سال‌های اخیر نشان‌دهنده توسعه زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های شرکت است؛ بااین‌حال، بخش مهمی از این توسعه از طریق افزایش بدهی‌ها تأمین مالی شده است.

کل بدهی‌های شرکت به حدود ۴۸.۹ همت رسیده و معادل بیش از ۷۱ درصد دارایی‌هاست. هم‌زمان، افزایش قابل‌توجه موجودی مواد و کالا، مطالبات و پیش‌پرداخت‌ها نشان می‌دهد بخش مهمی از منابع شرکت در سرمایه در گردش و فعالیت‌های توسعه‌ای درگیر شده است.

نقدینگی و بدهی

فجهان در پایان دوره حدود ۲۸.۲ همت دارایی جاری در برابر ۴۶.۹ همت بدهی جاری داشته و در نتیجه سرمایه در گردش شرکت حدود ۱۸.۷ همت منفی بوده است. این وضعیت نشان می‌دهد بخشی از دارایی‌های بلندمدت شرکت با منابع و بدهی‌های کوتاه‌مدت تأمین مالی شده و شرکت با عدم تطابق سررسید منابع و مصارف مواجه است.

با وجود بالا بودن بدهی‌ها، بخش عمده آن مربوط به تسهیلات بانکی نیست. پرداختنی‌های تجاری و پیش‌دریافت مشتریان در مجموع حدود ۷۴ درصد کل بدهی‌ها را تشکیل می‌دهند و تسهیلات مالی سهمی نزدیک به ۲۰ درصد دارند. بنابراین فجهان بیش از آنکه به وام بانکی وابسته باشد، از اعتبار تأمین‌کنندگان و منابع دریافتی از مشتریان برای تأمین مالی فعالیت‌های خود استفاده می‌کند.

این ساختار می‌تواند هزینه مالی شرکت را کاهش دهد، اما تداوم آن به حفظ فروش، تحویل به‌موقع محصولات و استمرار همکاری تأمین‌کنندگان وابسته است. افزایش موجودی‌ها و مطالبات، همراه با کاهش وجه نقد در آخرین دوره، نیز می‌تواند فشار نقدینگی شرکت را تشدید کند.

نسبت‌های مالی کلیدی

نسبت مالی
نسبت جاری
۰.۶۰
۰.۵۰
بهبود یافته، اما همچنان کمتر از یک و ضعیف است
نسبت آنی
۰.۲۰
۰.۱۹
توان محدود پوشش بدهی‌ها بدون فروش موجودی
نسبت بدهی
۷۱.۲٪
۶۵.۶٪
نشان‌دهنده افزایش اتکای شرکت به بدهی
بدهی به حقوق مالکانه
۲.۴۷ برابر
۱.۹۱ برابر
بیانگر رشد اهرم مالی و کاهش سهم حقوق مالکانه

در مجموع، نقطه قوت اصلی ترازنامه فجهان، توسعه دارایی‌های تولیدی و استفاده نسبتاً محدودتر از بدهی بانکی است. در مقابل، سرمایه در گردش منفی، نسبت‌های نقدینگی پایین، افزایش سهم بدهی‌ها و رشد موجودی و مطالبات، مهم‌ترین ریسک‌های مالی شرکت محسوب می‌شوند.


معرفی محصولات و ترکیب درآمد

فجهان در چند حلقه از زنجیره فولاد فعالیت می‌کند و محصولات گزارش‌شده شرکت شامل بریکت، آهن اسفنجی، شمش و میلگرد است. این محصولات از نظر نقش در عملیات و ایجاد درآمد یکسان نیستند.

بریکت محصولی واسطه‌ای است که در داخل مجموعه مصرف می‌شود و فروش مستقلی برای آن گزارش نشده است. آهن اسفنجی نیز بخشی از مواد اولیه موردنیاز برای تولید شمش را تأمین می‌کند، اما مقدار قابل‌توجهی از آن به‌صورت داخلی و صادراتی به فروش می‌رسد. شمش علاوه بر امکان فروش مستقیم، حلقه میانی تولید محصولات نهایی‌تر مانند میلگرد محسوب می‌شود. میلگرد نیز محصول نهایی‌تر شرکت است و در دوره مورد بررسی فقط در بازار داخلی به فروش رسیده است.

فجهان در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ حدود ۳۱.۶ همت درآمد فروش محقق کرده است. ترکیب این درآمد به شرح زیر بوده است:

ترکیب درآمد شرکت
ترکیب درآمد شرکت
آهن اسفنجی
۱۷.۵ همت
۵۵ ٪
شمش
۷.۶ همت
۲۴ ٪
میلگرد
۶.۵ همت
۲۰ ٪

آهن اسفنجی در حال حاضر مهم‌ترین منبع درآمد فجهان است و بیش از نیمی از فروش چهار ماه نخست ۱۴۰۵ را تشکیل می‌دهد. شمش و میلگرد نیز در مجموع حدود ۴۵ درصد درآمد شرکت را به خود اختصاص داده‌اند.

ترکیب درآمد شرکت نسبت به دوره مشابه سال قبل تغییر محسوسی داشته است. در چهار ماه نخست ۱۴۰۴، سهم آهن اسفنجی از فروش حدود ۳۴.۸ درصد بود و شمش با سهم ۳۶.۳ درصدی، بزرگ‌ترین محصول درآمدی شرکت محسوب می‌شد. در چهار ماه نخست ۱۴۰۵، سهم آهن اسفنجی به ۵۵.۳ درصد افزایش یافته و سهم شمش و میلگرد به‌ترتیب به ۲۴ و ۲۰.۷ درصد کاهش یافته است.

این تغییر نشان می‌دهد رشد درآمد اخیر فجهان بیش از سایر محصولات تحت تأثیر افزایش فروش آهن اسفنجی قرار داشته است. مبلغ فروش آهن اسفنجی در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ نسبت به دوره مشابه سال قبل تقریباً چهار برابر شده، درحالی‌که رشد مبلغ فروش شمش و میلگرد به‌ترتیب حدود ۶۶ و ۷۹ درصد بوده است.

فروش داخلی و صادراتی

بازار اصلی فجهان همچنان بازار داخلی است. در چهار ماه نخست ۱۴۰۵:

  • حدود ۲۸.۳ همت، معادل ۸۹.۴ درصد فروش شرکت، از بازار داخلی حاصل شده است.

  • حدود ۳.۳ همت، معادل ۱۰.۶ درصد فروش، مربوط به صادرات بوده است.

صادرات شرکت در این دوره عمدتاً از محل فروش آهن اسفنجی انجام شده و فقط در خردادماه مقدار محدودی شمش صادر شده است. بنابراین درآمد صادراتی فجهان علاوه بر سهم محدود، تمرکز بالایی بر آهن اسفنجی دارد.

در تیرماه ۱۴۰۵ این تمرکز بیشتر نیز شده است. از مجموع فروش ۹.۴ همتی شرکت در این ماه، حدود ۶ همت یا ۶۴.۲ درصد مربوط به آهن اسفنجی بوده است. کل صادرات تیرماه نیز از محل فروش آهن اسفنجی حاصل شده است.

در مجموع، اگرچه فجهان در چند حلقه زنجیره فولاد فعالیت می‌کند، ساختار درآمد فعلی آن به‌طور محسوسی به فروش آهن اسفنجی وابسته شده است. این موضوع باعث می‌شود مقدار فروش و نرخ این محصول، در کنار میزان مصرف داخلی آن برای تولید شمش، نقش مهمی در ارزیابی عملکرد عملیاتی شرکت داشته باشد.

ترکیب محصولات 12 ماه گذشته

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

بررسی روند تولید

در چهار ماه نخست ۱۴۰۵، روند تولید محصولات فجهان یکسان نبوده است. تولید آهن اسفنجی و شمش نسبت به دوره مشابه سال قبل کاهش یافته، اما تولید میلگرد افزایش داشته است.

پس از افت تولید در فروردین، تولید محصولات اصلی شرکت در اردیبهشت و خرداد بهبود یافت. بااین‌حال، در تیرماه تولید آهن اسفنجی و شمش نسبت به خرداد به‌ترتیب حدود ۱۴ و ۱۸ درصد کاهش پیدا کرد. در مقابل، تولید میلگرد در سطح ۴۱.۹ هزار تن حفظ شد و نسبت به تیر سال قبل حدود ۱۲.۵ درصد رشد داشت.

در مجموع، رشد تولید فجهان در این دوره فراگیر نبوده و بیشتر در محصول نهایی میلگرد مشاهده می‌شود. افزایش نسبت تولید میلگرد به شمش نیز می‌تواند نشان‌دهنده تخصیص سهم بیشتری از شمش تولیدی به خطوط نورد باشد؛ هرچند برای تأیید این موضوع باید میزان مصرف داخلی و تغییر موجودی محصولات نیز بررسی شود. بریکت نیز محصول واسطه‌ای شرکت است و افزایش تولید آن مستقیماً درآمد فروش ایجاد نمی‌کند.

محصول
آهن اسفنجی
859 هزار تن
۹.۴٪ کاهش
شمش
۲۹۴ هزار تن
۱۱.۳٪ کاهش
میلگرد
۱۴۸ هزار تن
۴.۸٪ افزایش
بریکت
۲۰ هزار تن
۱۷.۷٪ افزایش

نمودار روند یا مقایسه ای تولید مجموع محصولات هم تراز


بررسی روند فروش محصولات

در چهار ماه نخست ۱۴۰۵، مجموع مقدار فروش محصولات فجهان نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود ۵۴ درصد افزایش یافته است؛ بااین‌حال، این رشد تقریباً به‌طور کامل از افزایش فروش آهن اسفنجی ناشی شده است.

فروش آهن اسفنجی، شامل بازار داخلی و صادراتی، بیش از دو برابر شده و سهم اصلی را در رشد فروش شرکت داشته است. در مقابل، فروش میلگرد تقریباً بدون تغییر بوده و مقدار فروش شمش کاهش یافته است. بنابراین افزایش فروش فجهان در این دوره فراگیر نبوده و بیشتر به تغییر ترکیب فروش به سمت آهن اسفنجی مربوط می‌شود.

در تیرماه نیز این روند ادامه داشته است؛ فروش آهن اسفنجی نسبت به تیر سال قبل حدود ۱۷۷ درصد و نسبت به خرداد حدود ۳۴ درصد افزایش یافت. در مقابل، فروش شمش و میلگرد نسبت به خرداد به‌ترتیب حدود ۲۵ و ۱۷ درصد کاهش داشت.

بازار داخلی همچنان مقصد اصلی محصولات فجهان است. اگرچه مقدار صادرات در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ اندکی افزایش یافته، سهم صادرات از مقدار کل فروش از حدود ۱۷ درصد در دوره مشابه سال قبل به حدود ۱۲ درصد کاهش یافته است؛ زیرا رشد فروش عمدتاً در بازار داخلی آهن اسفنجی رخ داده است.

محصول
آهن اسفنجی
۵۶۲ هزار تن
۱۱۳ ٪ افزایش
شمش
۱۴۱ هزار تن
۷ ٪ کاهش
میلگرد
۱۱۸ هزار تن
1 ٪ افزایش

نمودار روند یا مقایسه ای مجموع محصولات هم تراز


بررسی نرخ فروش محصولات

در تیر ۱۴۰۵، نرخ داخلی میلگرد، شمش و آهن اسفنجی فجهان نسبت به تیر سال قبل به‌ترتیب حدود ۷۷، ۹۶ و ۱۱۷ درصد افزایش یافته است. با توجه به تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۷.۹ درصدی تیرماه، افزایش اسمی نرخ‌ها به‌تنهایی معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد شرکت نیست.

نتایج نشان می‌دهد آهن اسفنجی قوی‌ترین عملکرد نرخ را داشته است. نرخ داخلی این محصول علاوه بر پوشش تورم و رشد ارز محقق‌شده، تقریباً به‌اندازه نرخ ارز بازار افزایش یافته است. نرخ صادراتی آهن اسفنجی نیز سریع‌تر از همه معیارها رشد کرده و از نظر واقعی بهبود قابل‌توجهی داشته است.

شمش توانسته رشد تورم را اندکی پوشش دهد، اما افزایش نرخ آن از رشد هر دو معیار ارزی کمتر بوده است. میلگرد ضعیف‌ترین وضعیت را دارد و نرخ آن حتی به‌اندازه تورم عمومی نیز افزایش نیافته است؛ بنابراین قدرت خرید واقعی نرخ فروش میلگرد نسبت به سال قبل کاهش یافته است.

رشد نرخ فروش محصولات در تیر 1405 به ماه مشابه سال گذشته
رشد نرخ فروش محصولات در تیر 1405 به ماه مشابه سال گذشته
میلگرد داخلی
۷۷ ٪
۵.۶٪ کاهش
۱۲.۹٪ کاهش
۱۸.۱٪ کاهش
شمش داخلی
۹۵ ٪
۴.۲٪ افزایش
۳.۹٪ کاهش
۹.۶٪ کاهش
آهن اسفنجی داخلی
۱۱۷ ٪
۱۵.۶٪ افزایش
۶.۶٪ افزایش
تقریباً بدون تغییر
آهن اسفنجی صادراتی
۱۴۵ ٪
۳۰.۶٪ افزایش
۲۰.۵٪ افزایش
۱۳.۴٪ افزایش

مقایسه با نرخ‌های مرجع صنعت

با توجه به اینکه بخش عمده فروش فجهان در بازار داخلی انجام می‌شود، معاملات بورس کالا معیار مناسب‌تری از قیمت‌های عمومی جهانی برای مقایسه نرخ شرکت است.

نرخ داخلی آهن اسفنجی فجهان در تیرماه حدود ۳۴٬۸۱۵ تومان به‌ازای هر کیلو بوده است. میانگین موزون معاملات بورس کالا در هفته‌های پایانی تیر در محدوده ۳۳٬۴۷۷ تا ۳۴٬۳۵۳ تومان قرار داشت؛ بنابراین نرخ شرکت تقریباً هم‌سطح یا اندکی بیشتر از متوسط بازار بوده است.

نرخ شمش شرکت حدود ۵۶٬۴۲۲ تومان بوده، درحالی‌که میانگین موزون بورس کالا از حدود ۵۷٬۰۷۳ تومان در ابتدای تیر به ۶۰٬۵۶۷ تومان در پایان ماه رسیده است. نرخ فجهان در مجموع پایین‌تر از نرخ‌های مرجع تیرماه قرار گرفته است.

نرخ میلگرد فجهان نیز حدود ۶۰٬۲۰۴ تومان بوده است؛ درحالی‌که میانگین موزون میلگرد پرمصرف بورس کالا در میانه و پایان تیر به‌ترتیب حدود ۶۲٬۶۵۹ و ۶۷٬۵۲۱ تومان گزارش شده است. این اختلاف می‌تواند تا حدی ناشی از تفاوت زمان فروش، نوع محصول، شرایط قرارداد و هزینه‌های جانبی باشد، اما همچنان نشان می‌دهد شرکت در میلگرد نرخ بالاتری از متوسط بازار محقق نکرده است.

قدرت قیمت‌گذاری در زنجیره محصولات

نسبت نرخ آهن اسفنجی به شمش از حدود ۵۵.۶ درصد در تیر ۱۴۰۴ به ۶۱.۷ درصد در تیر ۱۴۰۵ افزایش یافته است. این تغییر نشان می‌دهد نرخ آهن اسفنجی سریع‌تر از شمش رشد کرده و فاصله قیمتی میان محصول میانی و ماده اولیه کاهش یافته است؛ موضوعی که می‌تواند حاشیه تبدیل آهن اسفنجی به شمش را تحت فشار قرار دهد.

فاصله نرخ میلگرد و شمش نیز از حدود ۵٬۱۲۲ تومان به ۳٬۷۸۲ تومان در هر کیلو کاهش یافته است. این فاصله نه‌تنها تورم را پوشش نداده، بلکه در مبلغ اسمی نیز حدود ۲۶ درصد کمتر شده است. بنابراین قدرت قیمت‌گذاری در حلقه میلگرد نسبت به شمش ضعیف‌تر شده است.

اثر تغییر ترکیب فروش

در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ سهم آهن اسفنجی از مقدار کل فروش از حدود ۴۹ درصد به ۶۸ درصد و سهم آن از درآمد از حدود ۳۵ درصد به ۵۵ درصد افزایش یافته است.

از آنجا که آهن اسفنجی نرخ فروش کمتری از شمش و میلگرد دارد، تغییر ترکیب فروش به سمت این محصول باعث شده متوسط وزنی نرخ کل محصولات فقط حدود ۶۲.۵ درصد افزایش یابد؛ درحالی‌که نرخ تک‌تک محصولات بین ۷۷ تا ۱۱۷ درصد رشد کرده است.

همچنین سهم صادرات از مقدار فروش از ۱۷ به ۱۱.۵ درصد کاهش یافته است. این کاهش در حالی رخ داده که نرخ صادراتی آهن اسفنجی در تیر ۱۴۰۵ حدود ۵.۴ درصد بیشتر از نرخ داخلی بوده؛ در تیر سال قبل نرخ صادراتی حدود ۶.۸ درصد کمتر از نرخ داخلی بود. بنابراین کیفیت نرخ صادراتی بهبود یافته، اما کاهش سهم صادرات باعث شده اثر مثبت آن بر متوسط نرخ کل شرکت محدود باشد.

در مجموع، عملکرد نرخ فروش فجهان در آهن اسفنجی مناسب و در شمش متوسط بوده است؛ اما نرخ میلگرد از تورم، ارز و نرخ مرجع صنعت عقب مانده است. تغییر ترکیب فروش به سمت آهن اسفنجی نیز با وجود تقویت درآمد این محصول، متوسط نرخ سبد فروش و سهم محصولات نهایی‌تر را کاهش داده است.


بررسی فروش شرکت

فجهان در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ حدود ۳۱.۶ همت فروش محقق کرده که نسبت به حدود ۱۲.۶ همت دوره مشابه سال قبل، ۱۵۱ درصد افزایش داشته است.

مهم‌ترین عامل این رشد، فروش آهن اسفنجی بوده است. مبلغ فروش این محصول از حدود ۴.۲ همت در چهار ماه نخست ۱۴۰۴ به ۱۷.۵ همت در دوره جاری رسیده و بیش از چهار برابر شده است. حدود ۷۰ درصد افزایش کل درآمد شرکت نیز از محل آهن اسفنجی حاصل شده است. در مقابل، فروش میلگرد و شمش به‌ترتیب حدود ۷۹ و ۵۶ درصد رشد کرده‌اند.

در تیرماه نیز فروش شرکت به حدود ۹.۴ همت رسید که نسبت به تیر سال قبل حدود ۲۰۳ درصد و نسبت به خرداد حدود ۱۵ درصد افزایش داشته است. بخش اصلی رشد تیرماه نیز مربوط به افزایش هم‌زمان مقدار و نرخ فروش آهن اسفنجی بوده است.

بازار داخلی نقش اصلی را در رشد درآمد داشته است. فروش داخلی چهارماهه با رشد حدود ۱۶۲ درصدی به ۲۸.۳ همت رسیده، درحالی‌که فروش صادراتی با رشد ۷۲ درصدی به ۳.۳ همت افزایش یافته است. در نتیجه سهم صادرات از درآمد شرکت از حدود ۱۵ درصد به ۱۰.۶ درصد کاهش یافته است.

با تعدیل رشد ۲۰۳ درصدی فروش تیرماه با تورم حدود ۸۸ درصدی، رشد واقعی فروش همچنان حدود ۶۱ درصد است. پس از تعدیل با رشد نرخ ارز محقق‌شده شرکت نیز رشد حدود ۴۹ درصدی باقی می‌ماند. بنابراین افزایش فروش فجهان در تیرماه صرفاً حاصل تورم و افزایش نرخ ارز نبوده و رشد مقدار فروش، به‌ویژه در آهن اسفنجی، نقش مهمی در رشد واقعی درآمد شرکت داشته است.

رشد فروش فجهان فراگیر نبوده و آهن اسفنجی موتور اصلی رشد درآمد شرکت بوده است.

رشد فروش 4 ماهه سال 1405 به مدت مشابه سال گذشته
رشد فروش 4 ماهه سال 1405 به مدت مشابه سال گذشته
آهن اسفنجی
۱۷.۵ همت
۳۱۶ ٪
۵۵ ٪
شمش
۷.۶ همت
۵۶ ٪
۲۴ ٪
میلگرد
۶.۵ همت
۷۹ ٪
۲۰ ٪

روند رشد فروش

فروش ماهانه فجهان طی ۱۶ ماه اخیر با وجود نوسان، در مجموع وارد سطوح بالاتری شده است. مبلغ فروش شرکت که در ماه‌های ابتدایی ۱۴۰۴ عمدتاً در محدوده ۲.۷ تا ۴.۳ همت قرار داشت، از نیمه دوم سال به محدوده‌های بالاتر رسید و در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ بین ۴.۳ تا ۹.۸ همت در نوسان بوده است.

مقایسه با ماه‌های مشابه سال قبل نیز نشان می‌دهد سرعت رشد فروش در سال ۱۴۰۵ افزایش یافته است؛ رشد فروش از حدود ۵۴ درصد در فروردین به ۱۴۲ درصد در اردیبهشت و بیش از ۲۰۰ درصد در خرداد و تیر رسیده است.

این شتاب رشد، همان‌طور که در بخش‌های قبل مشاهده شد، تنها ناشی از افزایش نرخ محصولات نبوده و افزایش مقدار فروش آهن اسفنجی نقش مهمی در آن داشته است. در نتیجه، روند اخیر فروش فجهان علاوه بر اثر تورم و نرخ ارز، از تغییر واقعی در حجم و ترکیب فروش شرکت نیز تأثیر گرفته است.

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

نمودار مقایسه ای میانگین فروش فصلی

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

روند فروش فصلی

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

بهای تمام شده و حاشیه سود ناخالص

با وجود رشد قابل‌توجه هزینه مواد اولیه و سربار، بهای تمام‌شده با سرعت کمتری از فروش افزایش یافته و حاشیه سود ناخالص نسبت به بهار سال قبل بهبود پیدا کرده است.

تصویر کلی فروش و هزینه‌ها

تصویر کلی فروش و هزینه‌ها
مقایسه بهار 1405 با دوره مشابه سال گذشته
فروش
۲۲.۲۷ همت
۹.۵۳ همت
۱۳۳٪+
بهای تمام‌شده فروش
۱۸.۷۲ همت
۸.۳۴ همت
۱۲۴٪+
سود ناخالص
۳.۵۵ همت
۱.۱۹ همت
۱۹۸٪+
حاشیه سود ناخالص
۱۵.۹٪
۱۲.۵٪
۳.۵ واحد درصد بهبود

هزینه تولید بسیار کمتر از فروش رشد کرده است.
درحالی‌که فروش شرکت ۱۳۴ درصد افزایش یافته، کل هزینه تولید فقط ۶۳ درصد رشد کرده است.
بنابراین در سطح عملیات تولیدی، رابطه نرخ فروش و هزینه‌ها در بهار ۱۴۰۵ نسبت به سال قبل به نفع شرکت تغییر کرده است.

در مواد اولیه؛ افزایش هزینه تقریباً کاملاً از نرخ آمده است

مقدار مواد مصرف‌شده:

  • بهار ۱۴۰۴: حدود ۹۸۳ هزار تن

  • بهار ۱۴۰۵: حدود ۹۶۰ هزار تن

  • تغییر: ۲.۲ درصد کاهش

اما متوسط نرخ مصرف مواد:

  • بهار ۱۴۰۴: حدود ۶.۴ میلیون تومان/تن

  • بهار ۱۴۰۵: حدود ۱۱.۳ میلیون تومان/تن

  • رشد: ۷۶.۲ درصد

در نتیجه هزینه مواد مستقیم ۷۲ درصد رشد کرده است.

تفکیک عددی افزایش ۴.۵۶ همتی هزینه مواد نشان می‌دهد:

  • اثر تغییر مقدار مصرف: حدود ۰.۱۴ همت کاهش هزینه

  • اثر افزایش نرخ مواد: حدود ۴.۷۱ همت افزایش هزینه

یعنی تقریباً تمام فشار افزایش هزینه مواد اولیه از رشد قیمت مواد آمده است، نه افزایش مقدار کل مصرف.

ضریب مصرف نیز باید کنترل شود

مقدار «گندله و سایر» مصرفی نسبت به تولید آهن اسفنجی:

  • بهار ۱۴۰۴: حدود ۱.۴۶ تن به ازای هر تن آهن اسفنجی

  • بهار ۱۴۰۵: حدود ۱.۵۱ تن

  • رشد: حدود ۳.۴ درصد

بنابراین مقدار مصرف نسبی اندکی افزایش یافته است؛ اما نکته مهم این است که نسبت به فصل قبل تقریباً بدون تغییر بوده است.

پس فعلاً شواهد کافی برای اینکه بگوییم بهره‌وری مصرف مواد به شکل ساختاری افت کرده وجود ندارد. بهتر است فقط این نسبت را در فصل‌های آینده نیز کنترل کنیم.

اجزای هزینه تولید
اجزای هزینه تولید
مواد مستقیم
۱۰.۸۹ همت
۶.۳۲ همت
۷۲.۲٪
دستمزد مستقیم
۰.۰۸ همت
۰.۰۳ همت
کم‌اهمیت
سربار
۹.۸۰ همت
۶.۳۶ همت
۵۴.۱٪
جمع هزینه تولید
۲۰.۷۷ همت
۱۲.۷۱ همت
۶۳.۳٪

افزایش شدید خرید مواد را نباید با افزایش هزینه مصرف اشتباه بگیریم.

مقدار خرید مواد اولیه از حدود ۴۰۸ هزار تن به ۱.۰۷ میلیون تن رسیده؛ یعنی حدود ۱۶۲ درصد رشد.

هم‌زمان نرخ خرید نیز حدود ۵۱ درصد افزایش یافته و در نتیجه مبلغ خرید تقریباً چهار برابر شده است.

اما دلیل بخش مهمی از این خرید، افزایش موجودی مواد اولیه بوده است.

در بهار ۱۴۰۵:

موجودی مواد از ۱۳۲ هزار تن به ۲۳۷ هزار تن افزایش یافته است.

یعنی شرکت حدود ۱۰۵ هزار تن به موجودی مواد اولیه اضافه کرده است.

در مقابل، در بهار سال قبل موجودی مواد از حدود ۷۹۲ هزار تن به ۲۱۷ هزار تن کاهش یافته بود؛ یعنی حدود ۵۷۵ هزار تن از ذخایر مصرف شده بود.

این تفاوت بسیار مهم است:

بهار سال قبل شرکت بخش بزرگی از نیاز خود را از موجودی قبلی تأمین می‌کرد، اما در بهار امسال علاوه بر مصرف جاری، موجودی مواد اولیه را نیز افزایش داده است.

این موضوع توضیح می‌دهد چرا خرید نقدینگی زیادی مصرف کرده، درحالی‌که هزینه مواد مصرف‌شده فقط ۷۲ درصد افزایش یافته است.

همچنین با تحلیل ترازنامه قبلی ما درباره افزایش موجودی و فشار بر سرمایه در گردش کاملاً سازگار است.

در بهار ۱۴۰۴:

  • هزینه تولید: ۱۲.۷۱ همت

  • بهای تمام‌شده فروش: ۸.۳۴ همت

یعنی حدود ۴.۳۷ همت از هزینه تولید در موجودی‌ها باقی مانده و وارد بهای تمام‌شده فروش نشده است.

در بهار ۱۴۰۵:

  • هزینه تولید: ۲۰.۷۷ همت

  • بهای تمام‌شده فروش: ۱۸.۷۲ همت

یعنی فقط حدود ۲.۰۵ همت از هزینه تولید در موجودی‌ها باقی مانده است.

به زبان ساده:

در بهار سال قبل حدود ۳۴ درصد هزینه تولید وارد بهای تمام‌شده فروش نشده بود؛ این نسبت در بهار امسال به حدود ۱۰ درصد کاهش یافته است.

این اختلاف باعث شده بهای تمام‌شده فروش بهار ۱۴۰۵ حدود ۲.۳۳ همت بیشتر از حالتی رشد کند که رفتار موجودی مشابه سال قبل بود.

و اینجا یک نتیجه بسیار مهم داریم:

با وجود اینکه اثر موجودی امسال نسبت به سال قبل به ضرر حاشیه سود بوده، حاشیه سود ناخالص باز هم از ۱۲.۵ به ۱۵.۹ درصد افزایش یافته است.

بنابراین بهبود رابطه نرخ فروش و هزینه‌های تولید واقعی‌تر از چیزی است که صرف مشاهده حاشیه سود نشان می‌دهد.

سربار؛ رشد کرده، اما نسبت به فروش کنترل‌شده‌تر بوده است.

سربار از ۶.۳۶ به ۹.۸۰ همت رسیده و ۵۴ درصد افزایش یافته است.

انرژی

انرژی با هزینه ۴.۴ همتی همچنان بزرگ‌ترین قلم سربار است و حدود ۴۵ درصد سربار شرکت را تشکیل می‌دهد.

اما رشد هزینه انرژی فقط حدود ۳۶ درصد بوده که بسیار کمتر از رشد ۱۳۴ درصدی فروش است.

بنابراین در بهار ۱۴۰۵ انرژی، با وجود اهمیت بالای آن، عامل اصلی فشار بر حاشیه سود نبوده است.

«سایر موارد»

مهم‌ترین مسئله سربار فعلی، قلم «سایر موارد» به مبلغ حدود ۲ همت است که در دوره مشابه سال قبل وجود نداشته است.

این قلم به‌تنهایی حدود ۵۸ درصد افزایش کل سربار را توضیح می‌دهد.

بنابراین قبل از نهایی کردن تحلیل سربار برای مقاله، ارزش دارد یادداشت‌های توضیحی را بررسی کنیم و بفهمیم این ۲ همت دقیقاً چیست.

ترکیب افزایش ۳.۴۴ همتی سربار مهم است:

آیتم
سایر موارد
۲.۰۱ همت افزایش
انرژی
۱.۱۸ همت افزایش
مواد مصرفی سربار
۰.۳۶ همت افزایش
حمل‌ونقل
۰.۱۵ همت افزایش
حقوق
۰.۱۴ همت افزایش
استهلاک
۰.۱۲ همت افزایش
سایر هزینه‌ها
۰.۵۲ همت کاهش

یک معیار بسیار گویا: فروش و بهای تمام‌شده به ازای هر تن محصول فروخته‌شده

کل مقدار فروش شرکت:

  • بهار ۱۴۰۴: حدود ۴۰۹ هزار تن

  • بهار ۱۴۰۵: حدود ۵۹۳ هزار تن

  • رشد: ۴۴.۹ درصد

متوسط فروش به ازای هر تن:

  • سال قبل: ۲۳.۳ میلیون تومان

  • امسال: ۳۷.۵ میلیون تومان

  • رشد: ۶۱.۳ درصد

متوسط بهای تمام‌شده به ازای هر تن فروش:

  • سال قبل: ۲۰.۴ میلیون تومان

  • امسال: ۳۱.۶ میلیون تومان

  • رشد: ۵۴.۹ درصد

بنابراین فاصله فروش و بهای تمام‌شده متوسط هر تن:

  • بهار ۱۴۰۴: حدود ۲.۹ میلیون تومان

  • بهار ۱۴۰۵: حدود ۶.۰ میلیون تومان

تقریباً دو برابر شده است.

البته این شاخص متوسط کل سبد محصولات است و تغییر ترکیب محصولات روی آن اثر دارد، اما تأیید دیگری است بر اینکه در مجموع رشد نرخ فروش سریع‌تر از رشد بهای تمام‌شده واحد بوده است.

مقایسه با فصل قبل

نسبت به فصل قبل:

  • فروش: ۲۶.۴٪ رشد

  • بهای تمام‌شده: ۲۷.۷٪ رشد

  • سود ناخالص: ۲۰.۲٪ رشد

  • حاشیه سود: از ۱۶.۸٪ به ۱۵.۹٪

بنابراین در مقایسه فصلی، حاشیه کمی ضعیف‌تر شده است.

علت مهم آن می‌تواند هزینه مواد اولیه باشد:

  • مقدار مصرف مواد: ۳۲٪ رشد

  • نرخ مصرف: ۱۷.۷٪ رشد

  • هزینه مواد: ۵۵.۴٪ رشد

درعین‌حال ضریب مصرف مواد نسبت به تولید آهن اسفنجی تقریباً ثابت مانده است. بنابراین در مقایسه با فصل قبل، افزایش هزینه مواد بیشتر ناشی از افزایش حجم تولید و رشد نرخ مواد اولیه بوده و نه بدتر شدن ضریب مصرف.

جمع‌بندی

۱. عملکرد سود ناخالص نسبت به سال قبل بهبود یافته است. فروش ۱۳۴ درصد رشد کرده، درحالی‌که بهای تمام‌شده ۱۲۴ درصد افزایش یافته و حاشیه سود از ۱۲.۵ به ۱۵.۹ درصد رسیده است.

۲. مهم‌ترین فشار هزینه‌ای، نرخ مواد اولیه بوده است. مقدار مصرف کل تقریباً ثابت مانده، اما نرخ مواد مصرفی ۷۶ درصد افزایش یافته است.

۳. سربار رشد کرده، ولی سرعت رشد آن به‌مراتب کمتر از فروش بوده است. انرژی عامل مهم هزینه‌ای است، اما در این دوره عامل اصلی فشار بر سودآوری نبوده؛ قلم ۲ همتی «سایر موارد» نیازمند بررسی است.

۴. خرید بسیار زیاد مواد اولیه بیشتر نشان‌دهنده تغییر سیاست موجودی است تا افزایش مصرف. شرکت برخلاف سال قبل در حال افزایش ذخیره مواد بوده و این موضوع یکی از دلایل افزایش نیاز به سرمایه در گردش است.

۵. اثر موجودی کالای ساخته‌شده در بهار امسال از نظر حسابداری کمتر مساعد بوده است. با وجود این اثر، حاشیه سود نسبت به سال قبل افزایش یافته؛ بنابراین بهبود رابطه فروش و هزینه از اهمیت بیشتری برخوردار است.

۶. افزایش سهم آهن اسفنجی متوسط نرخ سبد فروش را تحت تأثیر قرار داده، اما بدون بهای تمام‌شده تفکیکی محصولات، نمی‌توان اثر آن بر حاشیه سود را مثبت یا منفی اعلام کرد.

خلاصه بررسی بهای تمام‌شده و حاشیه سود

بهای تمام‌شده فروش فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۱۲۴ درصد نسبت به دوره مشابه سال قبل افزایش یافته است؛ بااین‌حال، رشد ۱۳۴ درصدی درآمد شرکت سریع‌تر بوده و در نتیجه حاشیه سود ناخالص از حدود ۱۲.۵ درصد به ۱۵.۹ درصد بهبود یافته است.

مواد اولیه مهم‌ترین جزء هزینه تولید شرکت است. هزینه مواد مستقیم حدود ۷۲ درصد افزایش یافته، درحالی‌که مقدار مواد مصرف‌شده اندکی کمتر از سال قبل بوده است؛ بنابراین بخش عمده افزایش هزینه مواد ناشی از رشد نرخ خرید و مصرف مواد اولیه بوده است. ضریب مصرف مواد نسبت به تولید آهن اسفنجی نیز حدود ۳ درصد افزایش یافته، اما نسبت به فصل قبل تقریباً ثابت مانده است و فعلاً نشانه‌ای از افت شدید بهره‌وری مصرف مشاهده نمی‌شود.

سربار تولید فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۵۴ درصد نسبت به دوره مشابه سال قبل افزایش یافته که همچنان به‌مراتب کمتر از رشد درآمد شرکت است. انرژی با سهم حدود ۴۵ درصدی، مهم‌ترین قلم مشخص سربار شرکت بوده و هزینه آن حدود ۳۶ درصد افزایش یافته است.

حدود ۲ همت از سربار دوره نیز تحت عنوان «سایر موارد» گزارش شده که بخش قابل‌توجهی از افزایش سربار را تشکیل می‌دهد. از آنجا که جزئیات این قلم در اطلاعات منتشرشده مشخص نشده، امکان ارزیابی دقیق ماهیت و تکرارشوندگی آن وجود ندارد.

از سوی دیگر، شرکت در بهار امسال خرید مواد اولیه را به‌شدت افزایش داده و موجودی مواد را بالا برده است؛ درحالی‌که در دوره مشابه سال قبل بخش بزرگی از موجودی قبلی مصرف شده بود. بنابراین رشد شدید خرید بیش از آنکه ناشی از افزایش مصرف باشد، نشان‌دهنده افزایش ذخایر مواد اولیه است و می‌تواند بخشی از افزایش سرمایه در گردش شرکت را توضیح دهد.

در مجموع، با وجود فشار افزایش نرخ مواد اولیه، رشد نرخ و مقدار فروش توانسته افزایش هزینه‌های تولید را پوشش دهد و سود ناخالص شرکت نسبت به سال قبل بهبود یابد. بااین‌حال، حاشیه سود نسبت به فصل قبل اندکی کاهش یافته و روند نرخ مواد اولیه و اجزای سربار همچنان از مهم‌ترین عوامل قابل‌پیگیری در دوره‌های آینده هستند.


بررسی سود ناخالص

فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۳.۵۵ همت سود ناخالص محقق کرده که نسبت به ۱.۱۹ همت بهار سال قبل حدود ۱۹۸ درصد رشد داشته و تقریباً سه برابر شده است. سود ناخالص نسبت به فصل قبل نیز حدود ۲۰ درصد افزایش یافته است.

روند چهار فصل اخیر نیز صعودی بوده و سود ناخالص از حدود ۱.۰۴ همت در تابستان ۱۴۰۴ به ۱.۶۴ همت در پاییز، ۲.۹۵ همت در زمستان و ۳.۵۵ همت در بهار ۱۴۰۵ رسیده است.

هم‌زمان، حاشیه سود ناخالص از ۱۲.۵ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۱۵.۹ درصد در بهار ۱۴۰۵ بهبود یافته است. این افزایش نشان می‌دهد رشد درآمد شرکت در مقایسه سالانه سریع‌تر از رشد بهای تمام‌شده بوده است. بااین‌حال، حاشیه سود نسبت به ۱۶.۸ درصد فصل قبل اندکی کاهش داشته؛ بنابراین رشد اخیر سود ناخالص بیشتر از افزایش حجم و مبلغ فروش ناشی شده و حاشیه سود در سطح فصل قبل کاملاً حفظ نشده است.

نمودار مقایسه‌ای سود ناخالص فصلی

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

روند حاشیه سود ناخالص

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

هزینه‌های فروش، اداری و عمومی

هزینه‌های فروش، اداری و عمومی فجهان در بهار ۱۴۰۵ به 531 میلیارد تومان رسیده که نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود ۱۳۶ درصد افزایش داشته است. بااین‌حال، با توجه به رشد ۱۳۴ درصدی درآمد شرکت، نسبت این هزینه به فروش تقریباً ثابت مانده و از ۲.۴ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۲.۴ درصد در بهار ۱۴۰۵ رسیده است.

بنابراین با وجود افزایش مبلغ هزینه‌های اداری و فروش، در مقایسه با رشد فعالیت شرکت فشار جدید و بااهمیتی از این بخش بر سودآوری مشاهده نمی‌شود.

سایر درآمدهای عملیاتی

سایر درآمدهای عملیاتی فجهان که عمدتاً مربوط به فروش ضایعات است، در بهار ۱۴۰۵ حدود ۳۴ میلیارد تومان بوده که نسبت به حدود ۷۱ میلیارد تومان دوره مشابه سال قبل، نزدیک به ۵۲ درصد کاهش داشته است.

بااین‌حال، این درآمد تنها حدود ۰.۱۵ درصد فروش شرکت را تشکیل می‌دهد و در مقایسه با سود عملیاتی نیز رقم بااهمیتی نیست؛ بنابراین تغییرات آن اثر محسوسی بر روند سودآوری فجهان نداشته است.

سود عملیاتی

فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۳.۰۵ همت سود عملیاتی محقق کرده که نسبت به ۱.۰۴ همت دوره مشابه سال قبل حدود ۱۹۵ درصد رشد داشته است؛ رشدی تقریباً هم‌سطح با افزایش ۱۹۸ درصدی سود ناخالص.

حدود ۸۶ درصد سود ناخالص شرکت به سود عملیاتی تبدیل شده و حاشیه سود عملیاتی نیز از ۱۰.۹ درصد در بهار سال قبل به ۱۳.۷ درصد افزایش یافته است. بنابراین هزینه‌های اداری و سایر اقلام عملیاتی بخش قابل‌توجهی از بهبود سودآوری ناخالص شرکت را از بین نبرده‌اند.

هزینه‌های مالی

هزینه‌های مالی فجهان در بهار ۱۴۰۵ به حدود ۱.۲۵ همت رسیده که نسبت به حدود ۵۹۴ میلیارد تومان دوره مشابه سال قبل، نزدیک به ۱۱۰ درصد افزایش داشته است. بااین‌حال، این هزینه نسبت به فصل قبل حدود ۱۹ درصد کاهش یافته است.

هزینه مالی در بهار حدود ۴۱ درصد سود عملیاتی شرکت را جذب کرده؛ این نسبت در بهار سال قبل حدود ۵۷ درصد بود. بنابراین با وجود رشد مبلغ هزینه‌های مالی، افزایش سریع‌تر سود عملیاتی باعث شده فشار نسبی این هزینه بر سودآوری شرکت نسبت به سال قبل کمتر شود.

سایر درآمدها و هزینه‌های غیرعملیاتی

سایر درآمدهای غیرعملیاتی فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۴۶ میلیارد تومان بوده که نسبت به حدود ۸۹ میلیارد تومان دوره مشابه سال قبل، نزدیک به ۴۸ درصد کاهش داشته است.

این رقم تنها حدود ۱.۵ درصد سود عملیاتی شرکت را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین سایر درآمدهای غیرعملیاتی نقش بااهمیتی در سودآوری دوره نداشته و بخش اصلی سود شرکت همچنان از فعالیت عملیاتی حاصل شده است.

مالیات

فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۳۸۸ میلیارد تومان مالیات شناسایی کرده که نسبت به حدود ۸۸ میلیارد تومان دوره مشابه سال قبل رشد قابل‌توجهی داشته است. بخش عمده این افزایش با رشد سود قبل از مالیات شرکت مرتبط است.

نرخ مؤثر مالیات شرکت نیز از حدود ۱۶.۶ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۲۰.۹ درصد در بهار ۱۴۰۵ رسیده است. این نرخ نسبت به فصل قبل که حدود ۲۰ درصد بود تغییر زیادی نداشته و فعلاً نکته غیرعادی مهمی در مالیات دوره مشاهده نمی‌شود.

سود خالص

فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۱.۴۷ همت سود خالص محقق کرده که نسبت به حدود ۴۴۲ میلیارد تومان دوره مشابه سال قبل، بیش از ۲۳۱ درصد رشد داشته است. سود خالص نسبت به فصل قبل نیز حدود ۴۳ درصد افزایش یافته است.

روند سود خالص در چند فصل اخیر نیز رو به بهبود بوده است؛ پس از ثبت حدود ۴۰۴ میلیارد تومان سود در تابستان ۱۴۰۴، سود خالص در پاییز به ۶۷۶ میلیارد تومان، در زمستان به ۱.۰۳ همت و در بهار ۱۴۰۵ به ۱.۴۷ همت رسیده است.

حاشیه سود خالص نیز از حدود ۴.۶ درصد در بهار سال قبل به ۶.۶ درصد در بهار ۱۴۰۵ افزایش یافته و نسبت به حاشیه ۵.۸ درصدی فصل قبل نیز بهبود داشته است. بنابراین رشد سود خالص شرکت علاوه بر افزایش فروش، با بهبود نسبی تبدیل درآمد به سود نهایی همراه بوده است.

نمودار مقایسه‌ای سود خالص - فصلی

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

روند سود خالص - فصلی

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

روند حاشیه سود خالص

نماد انتخاب‌شده در دسترس نیست.

جریان نقد عملیاتی و کیفیت سود

فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۹۴۶ میلیارد تومان نقد حاصل از عملیات ایجاد کرده است. پس از پرداخت حدود ۱۶۰ میلیارد تومان مالیات، جریان نقد خالص فعالیت‌های عملیاتی به حدود ۷۸۶ میلیارد تومان رسیده که نسبت به ۵۴۸ میلیارد تومان دوره مشابه سال قبل حدود ۴۳ درصد رشد داشته است.

بااین‌حال، رشد جریان نقد عملیاتی بسیار کمتر از رشد سود شرکت بوده است. نقد حاصل از عملیات معادل حدود ۳۱ درصد سود عملیاتی ۳.۰۵ همتی شرکت بوده و جریان نقد عملیاتی خالص نیز تنها حدود ۵۳ درصد سود خالص ۱.۴۷ همتی را پوشش داده است. در بهار سال قبل، جریان نقد عملیاتی خالص حتی از سود خالص بیشتر بود؛ بنابراین تبدیل سود حسابداری به وجه نقد در دوره جاری ضعیف‌تر شده است.

این وضعیت با افزایش قابل‌توجه مطالبات، موجودی مواد و کالا و پیش‌پرداخت‌ها در ترازنامه نیز سازگار است و نشان می‌دهد بخشی از منابع حاصل از فعالیت شرکت در سرمایه در گردش درگیر شده است.

در مجموع، جریان نقد عملیاتی فجهان همچنان مثبت است، اما در بهار ۱۴۰۵ رشد سود سریع‌تر از رشد نقد حاصل از عملیات بوده و کیفیت تبدیل سود به نقد نسبت به دوره مشابه کاهش یافته است.

جریان نقد سرمایه‌گذاری و مخارج سرمایه‌ای

فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۱.۱۲ همت خروج نقد از فعالیت‌های سرمایه‌گذاری داشته که نسبت به ۶۵۴ میلیارد تومان دوره مشابه سال قبل حدود ۷۲ درصد افزایش یافته است. بخش اصلی این مبلغ، حدود ۱.۰۴ همت، صرف خرید دارایی‌های ثابت مشهود شده که نسبت به بهار سال قبل حدود ۷۴ درصد رشد داشته است. همچنین حدود ۱۵۵ میلیارد تومان برای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت پرداخت شده است.

در این فصل، جریان نقد عملیاتی ۷۸۶ میلیارد تومانی شرکت تنها حدود ۷۰ درصد مخارج سرمایه‌گذاری را پوشش داده و در نتیجه پیش از فعالیت‌های تأمین مالی، حدود ۳۳۷ میلیارد تومان کسری نقد ایجاد شده است.

بااین‌حال، تصویر چندفصلی مناسب‌تر است. در چهار فصل منتهی به خرداد ۱۴۰۵، فجهان حدود ۷.۱ همت خروج نقد سرمایه‌گذاری داشته که نزدیک به ۵.۹ همت آن مربوط به خرید دارایی‌های ثابت بوده است. در همین دوره شرکت حدود ۱۰.۷ همت جریان نقد عملیاتی ایجاد کرده؛ بنابراین در مجموع یک سال اخیر، عملیات شرکت توانسته مخارج سرمایه‌گذاری را به‌طور کامل پوشش دهد.

تداوم مخارج بالای دارایی ثابت با رشد دارایی‌های تولیدی مشاهده‌شده در ترازنامه نیز سازگار است و نشان می‌دهد شرکت همچنان منابع قابل‌توجهی را صرف توسعه یا نوسازی دارایی‌های خود می‌کند. البته برای مشخص‌کردن اینکه چه مقدار از این مخارج مستقیماً مربوط به طرح‌های توسعه و افزایش ظرفیت است، جزئیات دارایی‌های در جریان تکمیل و طرح‌های توسعه باید جداگانه بررسی شود.

نکته مثبت این بخش این است که توسعه شرکت در مقیاس یک‌ساله فعلاً از توان نقدسازی عملیات فراتر نرفته است؛ هرچند در بهار ۱۴۰۵ به‌تنهایی مخارج سرمایه‌گذاری از جریان نقد عملیاتی بیشتر بوده است.

جریان نقد تأمین مالی

فجهان در بهار ۱۴۰۵ حدود ۷۳۵ میلیارد تومان خروج نقد خالص از فعالیت‌های تأمین مالی داشته که نسبت به خروج ۴۳۴ میلیارد تومانی دوره مشابه سال قبل افزایش یافته است.

شرکت در این فصل حدود ۲.۰۵ همت تسهیلات جدید دریافت کرده، اما هم‌زمان حدود ۱.۵۷ همت اصل تسهیلات و ۱.۲۱ همت سود تسهیلات پرداخت کرده است. بنابراین با وجود استقراض جدید، مجموع بازپرداخت اصل و سود بدهی‌ها از تسهیلات دریافتی بیشتر بوده است.

در چهار فصل اخیر نیز جریان نقد تأمین مالی در تمام فصل‌ها منفی بوده و در مجموع حدود ۳ همت خروج نقد ثبت شده است. این روند نشان می‌دهد شرکت در یک سال اخیر از فعالیت‌های تأمین مالی دریافت‌کننده خالص منابع نبوده و بخش قابل‌توجهی از نقد حاصل از عملیات صرف بازپرداخت بدهی و هزینه‌های مالی شده است.

یک نکته مهم برای جمع‌بندی بعدی این است که در بهار، فجهان ۷۸۶ میلیارد تومان جریان نقد عملیاتی مثبت داشته، اما هم سرمایه‌گذاری و هم تأمین مالی خروج نقد ایجاد کرده‌اند؛ در نتیجه موجودی نقد شرکت در این فصل حدود ۱.۰۷ همت کاهش یافته است.


نسبت‌های مالی کلیدی

نسبت‌های سودآوری فجهان در بهار ۱۴۰۵ نسبت به دوره مشابه سال قبل بهبود یافته‌اند و توان شرکت برای پوشش هزینه‌های مالی نیز افزایش داشته است. در مقابل، نسبت بدهی و بدهی به حقوق مالکانه بالاتر رفته و نسبت‌های جاری و آنی همچنان نشان‌دهنده فشار نقدینگی کوتاه‌مدت هستند.

نکته قابل‌توجه این است که با وجود افزایش شدید موجودی و مطالبات در ترازنامه، سرعت گردش آن‌ها نسبت به مقیاس فروش بهتر شده است؛ دوره تقریبی وصول مطالبات از حدود ۴۰ روز به ۲۵ روز و دوره نگهداری موجودی از حدود ۸۹ روز به ۶۵ روز کاهش یافته است. بنابراین افزایش موجودی و مطالبات صرفاً به معنی افت کارایی عملیاتی نیست و بخشی از آن با رشد مقیاس فعالیت شرکت مرتبط است.

ضعف اصلی در دوره جاری، تبدیل سود به وجه نقد است. جریان نقد عملیاتی تنها حدود ۵۴ درصد سود خالص را پوشش داده، درحالی‌که این نسبت در دوره مشابه سال قبل بیش از ۱۰۰ درصد بود؛ موضوعی که با افزایش منابع درگیر در سرمایه در گردش نیز همخوانی دارد.

یک نکته تحلیلی مهم از این نسبت‌ها به دست می‌آید: ریسک مالی فجهان بیشتر از ساختار بدهی‌های جاری و سرمایه در گردش می‌آید تا از بدهی بانکی. با وجود افزایش نسبت کل بدهی، نسبت بدهی مالی به حقوق مالکانه از ۰.۵۵ به ۰.۴۹ کاهش یافته و پوشش هزینه مالی نیز بهتر شده است.

نسبت‌های مالی کلیدی
نسبت‌های مالی کلیدی
نسبت جاری
۰.۶۰
۰.۵۰
بهبود یافته، اما همچنان پایین
نسبت آنی
۰.۲۰
۰.۱۹
نقدشوندگی کوتاه‌مدت همچنان ضعیف
نسبت بدهی
۷۱.۲٪
۶۵.۶٪
افزایش اهرم مالی
بدهی به حقوق مالکانه
۲.۴۷ برابر
۱.۹۱ برابر
افزایش اتکا به بدهی
بدهی مالی به حقوق مالکانه
۰.۴۹ برابر
۰.۵۵ برابر
بهبود نسبی بدهی بهره‌دار
پوشش هزینه مالی
۲.۴۵ برابر
۱.۷۴ برابر
بهبود توان پوشش هزینه مالی
حاشیه سود ناخالص
۱۵.۹٪
۱۲.۵٪
بهبود
حاشیه سود عملیاتی
۱۳.۷٪
۱۰.۹٪
بهبود
حاشیه سود خالص
۶.۶٪
۴.۶٪
بهبود
جریان نقد عملیاتی به سود خالص
۵۴٪
۱۲۴٪
افت کیفیت تبدیل سود به نقد

نقاط قوت، ضعف و ریسک‌ها

نقاط قوت

  • بهبود سودآوری عملیاتی: در بهار ۱۴۰۵ رشد درآمد از رشد بهای تمام‌شده سریع‌تر بوده و حاشیه سود ناخالص، عملیاتی و خالص همگی نسبت به دوره مشابه سال قبل بهبود یافته‌اند.

  • رشد واقعی فروش: افزایش فروش شرکت صرفاً ناشی از تورم و رشد نرخ ارز نبوده و افزایش مقدار فروش، به‌ویژه آهن اسفنجی، نقش مهمی در رشد درآمد داشته است.

  • بهبود توان پوشش هزینه مالی: با وجود بالا بودن هزینه‌های مالی، رشد سود عملیاتی باعث شده نسبت پوشش هزینه مالی نسبت به سال قبل بهبود پیدا کند.

  • وابستگی محدودتر به بدهی بانکی نسبت به کل بدهی‌ها: بخش عمده بدهی فجهان از پرداختنی‌های تجاری و پیش‌دریافت مشتریان تشکیل شده و سهم تسهیلات مالی از کل بدهی‌ها نسبتاً محدودتر است.

  • تداوم سرمایه‌گذاری در دارایی‌های تولیدی: رشد دارایی‌های ثابت و مخارج سرمایه‌ای نشان می‌دهد شرکت طی سال‌های اخیر منابع قابل‌توجهی را صرف توسعه و نوسازی دارایی‌های خود کرده است. در مجموع چهار فصل اخیر نیز جریان نقد عملیاتی توان پوشش مخارج سرمایه‌گذاری را داشته است.

نقاط ضعف

  • نقدینگی و سرمایه در گردش ضعیف: سرمایه در گردش شرکت منفی است و نسبت جاری ۰.۶ و نسبت آنی ۰.۲ نشان می‌دهند پوشش بدهی‌های کوتاه‌مدت از محل دارایی‌های جاری همچنان ضعیف است.

  • افزایش اهرم مالی: نسبت بدهی به حدود ۷۱ درصد و بدهی به حقوق مالکانه به ۲.۴۷ برابر رسیده که نشان‌دهنده افزایش اتکای ساختار مالی شرکت به بدهی است.

  • تبدیل ضعیف‌تر سود به وجه نقد: جریان نقد عملیاتی بهار تنها حدود ۵۴ درصد سود خالص را پوشش داده و کیفیت تبدیل سود حسابداری به نقد نسبت به دوره مشابه کاهش یافته است.

  • هزینه مالی قابل‌توجه: هزینه‌های مالی حدود ۴۱ درصد سود عملیاتی بهار را جذب کرده‌اند و همچنان یکی از عوامل مهم کاهش فاصله سود عملیاتی و سود خالص هستند.

ریسک‌های مهم

  • رشد نرخ مواد اولیه: افزایش هزینه مواد در بهار عمدتاً ناشی از رشد قیمت مواد اولیه بوده و تغییر رابطه نرخ مواد با نرخ فروش محصولات یکی از عوامل مهم اثرگذار بر حاشیه سود شرکت است.

  • ریسک نقدینگی و سررسید بدهی‌ها: بخش عمده بدهی‌های شرکت کوتاه‌مدت است و ادامه فعالیت به گردش مناسب موجودی، وصول مطالبات و تداوم اعتبار تأمین‌کنندگان و پیش‌دریافت مشتریان وابسته است.

  • تمرکز بیشتر فروش بر آهن اسفنجی: سهم آهن اسفنجی در ترکیب درآمد شرکت به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته و عملکرد فروش فجهان در دوره اخیر بیش از گذشته به مقدار و نرخ این محصول وابسته شده است.

  • افزایش منابع درگیر در موجودی‌ها: شرکت خرید مواد اولیه و سطح ذخایر را به‌شدت افزایش داده است. این موضوع می‌تواند امنیت تأمین مواد را بهبود دهد، اما هم‌زمان نقدینگی بیشتری را در سرمایه در گردش درگیر می‌کند.

  • ریسک انرژی و ابهام بخشی از سربار: انرژی همچنان مهم‌ترین قلم مشخص سربار شرکت است و بخشی بااهمیت از سربار نیز تحت عنوان «سایر موارد» گزارش شده که جزئیات آن در اطلاعات منتشرشده مشخص نیست.

  • بازده سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای: رشد سریع دارایی‌های ثابت و مخارج سرمایه‌ای زمانی به نقطه قوت پایدار تبدیل می‌شود که افزایش ظرفیت و سودآوری متناسبی ایجاد کند؛ بنابراین بازده این سرمایه‌گذاری‌ها از موضوعات مهم قابل‌پیگیری است.

جمع‌بندی

در مجموع، فجهان در بهار ۱۴۰۵ از نظر فروش و سودآوری عملیاتی عملکرد بهتری نسبت به سال قبل داشته و رشد درآمد توانسته فشار افزایش هزینه‌های تولید را پوشش دهد. در مقابل، ساختار مالی شرکت همچنان با سرمایه در گردش منفی، بدهی‌های جاری بالا و تبدیل نه‌چندان قوی سود به وجه نقد مواجه است. بنابراین در کنار روند مثبت سودآوری، نقدینگی، قیمت مواد اولیه، ترکیب فروش و بازده سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای مهم‌ترین متغیرهای قابل‌پیگیری در ارزیابی وضعیت بنیادی فجهان هستند.