سود خالص یکی از اصلیترین ارقام صورت سود و زیان است، اما برای تحلیل عملکرد شرکت نباید آن را یک عدد یکپارچه و بدون اجزا در نظر گرفت.
نخست باید مشخص شود چه مقدار از سود از عملیات در حال تداوم ایجاد شده است؛ یعنی فعالیتهایی که انتظار میرود در آینده نیز ادامه داشته باشند.
اگر بخشی از کسبوکار متوقف یا واگذار شده باشد، نتیجه آن در قالب عملیات متوقفشده باید از فعالیتهای باقیمانده قابل تشخیص باشد. این تفکیک کمک میکند سود فعالیتی که دیگر وجود نخواهد داشت به اشتباه مبنای پیشبینی آینده قرار نگیرد.
در ادامه باید اثر اقلام استثنایی بررسی شود. برخی رویدادها در چارچوب فعالیت شرکت رخ میدهند اما به دلیل مبلغ یا ماهیت خاص خود نیازمند توجه جداگانهاند. فروش داراییهای ثابت، تجدید سازمان، مطالبات غیرعادی، کاهش ارزش موجودیها، زیان پیمانهای بلندمدت، خسارتهای بیمه و دعاوی حقوقی میتوانند از جمله موارد قابل بررسی باشند.
اقلام غیرمترقبه نیز به رویدادهایی مربوط میشوند که خارج از روند معمول فعالیت قرار دارند و انتظار تکرار منظم آنها وجود ندارد. در تشخیص آنها باید ماهیت فعالیت خود شرکت مورد توجه قرار گیرد.
تعدیلات سنواتی نیز باید از عملکرد دوره جاری جدا شوند؛ زیرا ممکن است ناشی از اصلاح اشتباه یا موضوعی مربوط به سالهای گذشته باشند. این موارد با تغییر عادی برآوردهای حسابداری یکسان نیستند.
در نهایت، سود جامع تصویری گستردهتر از سود خالص ارائه میکند. برخی تغییرات، مانند مازاد تحققنیافته ناشی از تجدید ارزیابی داراییهای ثابت یا سود و زیان تحققنیافته برخی سرمایهگذاریهای بلندمدت، میتوانند در سایر اجزای سود جامع منعکس شوند.
بنابراین هنگام بررسی کیفیت سود، سؤال اصلی فقط این نیست که:
«شرکت چقدر سود کرده است؟»
بلکه باید پرسید:
چه مقدار از این سود از فعالیتهای ادامهدار ایجاد شده است؟
چه بخشی از آن تحت تأثیر رویدادهای خاص قرار دارد؟
آیا فعالیت یا منبعی که این سود را ایجاد کرده در آینده نیز وجود خواهد داشت؟
آیا بخشی از تغییرات به دورههای گذشته مربوط است؟
و آیا میان سود خالص و سود جامع تفاوت بااهمیتی وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها کمک میکند میان عدد سود و کیفیت سود تفاوت قائل شویم و صورت سود و زیان را بهجای یک گزارش تاریخی ساده، به ابزاری برای درک پایداری عملکرد شرکت تبدیل کنیم.