استهلاک یکی از مهمترین مفاهیم برای درک صحیح صورت سود و زیان و ارتباط آن با سایر صورتهای مالی است.
داراییهایی مانند ماشینآلات، تجهیزات و ساختمان معمولاً بیش از یک دوره مالی برای کسب درآمد مورد استفاده قرار میگیرند. بنابراین منطقی نیست تمام مبلغ استهلاکپذیر آنها فقط در سال خرید بهعنوان هزینه شناسایی شود.
استهلاک باعث میشود مبلغ استهلاکپذیر یک دارایی بهصورت سیستماتیک طی عمر مفید آن به دورههای مختلف تخصیص یابد.
برای محاسبه استهلاک باید چند عامل اصلی را در نظر گرفت:
در روش خط مستقیم، هزینه سالانه ثابت است. در روش نزولی و سایر الگوهای شتابدار، سهم بیشتری از هزینه در سالهای نخست شناسایی میشود. روش کارکرد نیز هزینه را به میزان واقعی استفاده از دارایی مرتبط میکند.
در چارچوب حسابداری ایران مورد بحث، روشهای خط مستقیم و نزولی بهعنوان روشهای قابل استفاده مطرح هستند و شناخت سایر روشها نیز برای درک تفاوت الگوهای تخصیص هزینه مفید است.
از نظر صورتهای مالی، استهلاک چند اثر همزمان دارد:
در صورت سود و زیان، هزینه استهلاک سود را کاهش میدهد.
در ترازنامه، استهلاک انباشته افزایش یافته و ارزش دفتری دارایی کاهش پیدا میکند.
کاهش سود میتواند از طریق سود انباشته بر حقوق صاحبان سهام نیز اثر بگذارد.
در عین حال، خود هزینه استهلاک یک هزینه غیرنقدی است و ثبت آن باعث خروج وجه نقد در همان دوره نمیشود.
همچنین باید میان هزینه استهلاک، استهلاک انباشته و ارزش دفتری تفاوت قائل شد. هزینه استهلاک مربوط به یک دوره است، استهلاک انباشته مجموع استهلاک از ابتدای استفاده از دارایی را نشان میدهد و ارزش دفتری از کسر استهلاک انباشته از بهای تمامشده به دست میآید.
به همین دلیل، هنگام تحلیل صورت سود و زیان نباید فقط پرسید:
«هزینه استهلاک چقدر است؟»
پرسشهای مهمتر این هستند:
این هزینه بر اساس چه بهای تمامشدهای محاسبه شده است؟
عمر مفید و ارزش اسقاط دارایی چگونه تعیین شدهاند؟
روش استهلاک چه اثری بر توزیع هزینه میان سالها داشته است؟
و چه مقدار از فاصله میان EBITDA، EBIT و سود خالص به استهلاک مربوط میشود؟
پاسخ به این پرسشها کمک میکند اثر واقعی داراییهای بلندمدت بر سود گزارششده شرکت بهتر درک شود.